این کتاب اولین اثر از بهمن‌بیگی است که در سال 1324 برای اولین بار منتشر شد و ویراست جدیدی از آن را نوید شیراز در 1386 منتشر کرده است. شامل پنج فصل است. در چاپ دوم که انتشارات نوید شیراز بعد از پنجاه و هفت سال منتشر کرده‌ است دو مقدمه وجود دارد. مقدمه چاپ اول به معرفی اجمالی عشایر فارس در آن زمان می‌پردازد و آمار نفوس و وضعیت آن‌ها را به طور خلاصه ارائه می‌‌کند. در پایان این مقدمه، نویسنده ذکر می‌کند که در نوشتن این کتاب از هیچ منبعی کمک گرفته نشده، چرا که هیچ منبعی درباره این موضوع در آن زمان وجود نداشته است. مقدمه چاپ دوم شامل یادداشتی از بهمن‌بیگی است که درآن دلیل فاصله پنجاه و هفت ساله این دو چاپ را توضیح داده است. بعد از این مقدمه، دو یادداشت مختصر به نقل از مجلات سخن و پیام نوین آمده است.

فصل اول، عنوان «عرف و عادت از نظر حقوق مدنی» را بر پیشانی دارد و شامل زیرفصل‌های «ازدواج»، «طلاق»، «وصیت»، «ارث»، «معاملات» و «شکار» است. فصل دوم با عنوان «عرف و عادت از نظر حقوق کیفری» سه زیر فصل «قتل»، «قتل غیرعمدی» و «مجازات ها» را در خود جای داده که زیر فصل «مجازات‌ها» شامل یک زیر عنوان «اعمال منافی عفت » است. فصل سوم، «عرف و عادت از نظر آیین دادرسی» نام گرفته که شامل دو زیر فصل«مرجع دعوی و قضاوت» و «دلایل اثبات دعوی» است. فصل چهارم: «عرف و عادت از نظر حقوق اداری و سیاسی» شامل چهار مبحث «تشکیلات داخلی ایلات» ، « روش و طرز حکومت ایلی» ، «روابط ایلات با یکدیگر» و «روابط ایلات با دولت»، که مبحث اول دارای سه زیرعنوان «ایل قشقایی»، «ایل خمسه» و «طوایف کهکیلویه» است.

در فصل پنجم با عنوان «عرف و عادت از نظر اجتماعی» از دو مبحث سخن به میان آمده‌است؛ «عرف و عادت از نظر اجتماعی» که شامل چهار زیرعنوان «چنگی‌ها»، «عاشق‌ها» ، «ساربان‌ها» و «موسیقی‌دان‌های تفننی» است و مبحث دوم که «اوهام و عقاید» را معرفی می کند. بهمن‌بیگی در این کتاب، چنان گزارش کاملی از آداب و رسوم و عرف و عادت عشایر فارس به خواننده ارائه می‌کند که کسی نمی‌تواند درباره عشایر فارس در نیم قرن پیش تحقیق کند و خود را بی‌نیاز از این کتاب بداند.

 
   

نخستین کتاب بهمن‌بیگی است که پس از انقلاب اسلامی ایران و به‌ دنبال سکوت چندین‌ساله منتشر شد و با یادداشتی از خود او آغاز می شود. او در این یادداشت توضیح می‌دهد که چگونه نوشتن را آغاز کرده و کتاب پیش رو درباره چه موضوعاتی سخن می‌گوید و ویژگی اصلی داستان‌ها و خاطرات او چیست: «... نمی‌دانم چرا و چگونه قلم به فرمانم نرفت و یک نوع داستان‌سرایی گرایش یافت و نمی‌دانم چه مصلحتی در کارش بود که به جز در قطعات آخر کتاب که گزارش‌گونه است به دامن داستان آویخت». این‌گونه، قلمی که می‌خواست تجربه آموزش عشایری را به سبک یک کتاب علمی بنویسد به داستان‌گویی روی آورد، با این امید که «خوش‌تر آن باشد که سرّ دلبران/ گفته آید در حدیث دیگران».

این کتاب شامل نوزده داستان و خاطره است. سبک بهمن‌بیگی به گونه‌ای است که نمی‌توان این نوشته‌ها را به تنهایی داستان یا خاطره نامید. شاید بهترین عنوان، «داستان-خاطره» باشد. عناوین این داستان-خاطره ها چنین است : «بوی جوی مولیان»، «آل»، «ترلان»، «ایمور»، «مرگ مهترخانه»، «شیرویه»، «وطن»، «شکار ایلخانی و شیرزاد»، «عبور از رود»، «قلی»، «کرزاکنون»، «ملابهرام»، «رشتی»، «خودم کاشته‌ام»، «خداکرم»، «گاو زرد»، «آب‌بید»، «تصدیق» و «در بویر‌احمد». در پایان کتاب نیز «توضیح بعضی از واژه‌ها» آمده است.

بهمن‌بیگی در این داستان‌خاطره ها، ذهنیت و شرایط زندگی ایل قشقایی را با نثری روان و طناز روایت می‌کند. شاید بتوان گفت شناختی که با خواندن این کتاب از ایل بدست می‌آید عمیق‌تر از شناختی است که کتاب‌های آمار و مقالات علمی و تحقیقی در این زمینه ارائه می‌کنند. بهمن‌بیگی در این کتاب، یک فرهنگ را روایت می‌کند و به دلیل صداقت و اصالت این روایت، با مخاطب غیر ایلی نیز پیوند نزدیکی برقرار می‌کند.

 
 
   

این کتاب شامل هفده قطعه است که شانزده قطعه، داستان- خاطره و بخش آخر خطابه ای از بهمن‌بیگی با عنوان «پیام» است. عناوین این داستان ها عبارت است از : «پارچه سیلیکا، هدیه گرگین‌خان»، «تلفات»، «راپسودی لیست»، «باران»، «آهنگ گرایلی»، «حسن و عموی من»، «ما و فریدون»، «شیراز»، «حسین‌خان دره‌شوری، انگیزه آموزش عشایری»، «اگر قره‌قاج نبود»، «داوری ملابهمرد»، «حساب حافظ از دیگران جداست»، « پدر و پسر»، «مادر»، «از من مپرسید» و «دبستان کردستان».

 همه‌ی قطعات داستانی این کتاب راوی اوّل شخص دارد و به همین دلیل، آن‌ها را به خاطره نزدیک می‌کند. مانند دیگر آثار بهمن‌بیگی، این کتاب نیز منبعی غنی برای شناخت شرایط، ذهنیت و در یک کلام فرهنگ حاکم بر عشایر به‌ویژه ایل قشقایی است. علاوه بر روایت فرهنگ، خاطراتی از دوران آموزش عشایر، بر پرمایگی این اثر می افزاید. بعضی از جملات به شعر می مانند: «قره قاج تو می‌خواستی غرقم کنی، ولی من دست از دامنت بر‌نمی دارم». بهمن‌بیگی در این کتاب، ما را به گوشه و زوایای زندگی خود می‌کشاند. از دوران تبعید پدر و مادر به تهران تا سفر آمریکا و بیشتر از هر سفری، به سفر عاشقانه خود در آموزش عشایر. نثر کتاب مانند دیگر کارهای بهمن‌بیگی، ساده و روان است و به قصه‌گویی می‌ماند. او در این کتاب همان لحن شوخ و طناز خود را پیش چشم خواننده می‌گذارد.


 
   
 چهارمین کتاب بهمن‌بیگی است که خاطراتی را از سال‌های آموزش عشایر در خود دارد. خاطره‌ها، بسیار ساده و روان روایت شده‌اند. بیست و یک خاطره، ظرایف و حوادثی را روایت می کنند که در این راه بر او گذشته است. عناوین این قطعات روایی چنین است : «چگونه»، «معلم بی تصدیق»، «بر بال فرشته»، «آموزگار ایلی»، «مقررات دست و پاگیر»، «روابط ویژه»، «آموزش عشایر و زنان»، «غم و شادی»، «کرامت»، «گفت‌و‌گو در یاسوج»، «سیاوش»، «آموزش عشایر و زبان فارسی»، «آموزش عشایر و تغییر خط»، «به اجاقت قسم، دیپلم ندارم»، « معافی نظام»، «آموزش عشایر و سازمان برنامه»، «خدمت و تهمت»، «جعبه علوم»، «سه تقاضا»، «چگونه شیراز مرکز آموزش عشایر شد»، «پرهیز از میز» و «بخارای من، ایل من». این قطعه آخر، مصاحبه‌ایست که مجله کلک  در سال 1370 با او انجام داده است.

نثر این کتاب، روان و دلنشین است. سبک سهل و ممتنع سعدی در جای جای روایت های او به چشم می‌خورد. او در جایی از کتاب نقل می‌کند که در یکی از بازدیدهایش به خاطر کم توجهی به سعدی، از معلم و دانش‌آموزان او گله کرده است. این خاطره و نثر او هر دو نشان از تاثیر عمیقی دارند که بهمن‌بیگی از سعدی گرفته است. همه این روایات، آموزشی هستند و علاوه بر زیبایی روایی، محتوای آن‌ها نیز برای خواننده امروزی دلکش است. تلاش برای ساختن و تغییر، درس بزرگی است که او بسیار ساده و در عین حال، ماهرانه به خواننده‌گان کتاب می دهد. علاوه بر خصوصیات گفته شده، نثر بهمن‌بیگی پرنشاط و طناز است. نمونه ای از این طنازی در این جمله به خوبی هویدا است : «مردان ایل عاشق تفنگ‌های گلوله‌زنی آلمانی بودند و فرزندان عاشق تخته سیاه‌های آلمانی».

 
   
 این کتاب آخرین اثر محمد بهمن‌بیگی است که در سال 1386 منتشره شده و با یادداشتی از نویسنده در سوگ فرزند آغاز می‌شود. سپس مقدمه می‌آید. متن اصلی کتاب، بیست و یک بخش دارد؛ بیست داستان کوتاه، قطعه ادبی، گزارش و .... که بخش تصاویر هم پایان‌بخش این کتاب است. عناوین این بیست قطعه چنین اند: «هفت فرار و یک قرار»، «علی پناه»، «نامه ای به برادرم»، خدمت و خیانت»، «پیام دلاویز پیپ»، «درود به شمال»، «نامه ای و گفتاری»، «طلای شهامت»، « طریق نجات»، « مهر مادر»، «مرگ مادیان»، «نامه ای به یک معلم»، «سال نوری»، «سعدی در بیمارستان دی»، «سفر به روسیه»، «دکتر کریم فاطمی»، «علی‌اصغر حکمت»، «سهراب‌خان قشقایی»، «ملا‌اسکندر» و «دو تصویر».

می‌توان کتاب را به دو بخش تقسیم کرد: یک بخش شامل هفت قطعه نخست، و سیزده قطعه بعدی، بخش دیگر. هفت قطعه اول آنچه را روایت می‌کند که بعد از انقلاب اسلامی ایران بر او گذشته است و بخش دوم شامل خاطرات او از نوجوانی تا خدمات عشایری است. در این بخش، شاهد تک‌نگاری‌های نویسنده درباره افرادی مانند دکتر کریم فاطمی وعلی اصغر حکمت هستیم.

 جمله ای از بهمن‌بیگی در این کتاب، دلیل انتخاب عنوان «طلای شهامت» را توضیح می‌دهد؛ « عزیزان من، تنها راهی که برایمان مانده، همین است. تنها راه، باسواد کردن بچه‌ها و جوان‌ها است. سواد تنها راه نجات است، بهترین داروی درد ماست ولی به شرط آن‌که با سواد و دانشی که می‌دهیم شجاعت و شهامت را از آنان نگیریم». بهمن‌بیگی می داند که در امر آموزش یادگیری الفبا همه‌ی مساله نیست بلکه باید از دانش‌آموزان افرادی ساخت که شهامت پرسش و تلاش برای یافتن پاسخ را داشته باشند. از این رو، اشاره می کند: «طلای شهامت را با پشیز سواد مبادله نکنیم».

 
   

سایت رسمی زنده یاد محمد بهمن بیگی
(بنیانگذار تعلیمات عشایری ایران)

کلیه حقوق معنوی و محتوای این سایت محفوظ بوده و استفاده از مطالب و تصاویر آن، با ذکر منبع بلامانع است.

© 2 0 1 5   .   A L L   R I G H T S   R E S E R V E D

زیر نظر شورای موسس و برنامه ریزی

مسئول اجرایی سایت: پوریا بردبار منش

گرافیک دیزاین: غزال پریزاد

اجرای وب سایت: فربد توکلی

برای غنی کردن محتوای سایت به کمک شما نیاز داریم. لطفا تصاویر و مطالب خود را به رسانه‌های اجتماعی وابسته به این سایت بفرستید و یا به نشانی الکترونیک info@bahmanbeigi.ir ارسال کنید.

Instagram Facebook LinkedIn Twitter

These advantages are rolex replica not only in replica watches uk winter, no matter what season, the steel strap rolex replica uk has these strengths. But this is relative to replica rolex the leather strap, the steel strap will fade.